جمعه 31 شهریور 1396 7:6
بزرگداشت بانوی تاثیرگذار کتابداری ایران در مشهد

مراسم بزرگداشت بانوی تاثیرگذار کتابداری ایران، پوری سلطانی، با حضور کتابداران خراسانی از همه کتابخانه ها و نهادها در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد صبح روز ۲۳ آذر ماه برگزار شد.

به گزارش لیزنا، در مراسم بزرگداشت چهلمین روز درگذشت بزرگ بانوی کتابداری ایران،  استاد دکتر محمد حیسن دیانی و استاد نوش آفرین انصاری درباره ویژگهای استثنایی و تاثیرگذاری پوری سلطانی سخنرانی کردند. همچنین پیام دکتر یزدان منصوریان از سخنرانان برنامه قرائت شد و مورد استقبال حاضران قرار گرفت. در این مراسم سه کلیپ جذاب که دو مورد از آنها توسط دانشجویان تهیه شده بود به نمایش گذاشته شد.  

مراسم بزرگداشت بانوی تاثیرگذار کتابداری ایران، پوری سلطانی، با همکاری انجمن کتابداری شاخه خراسان، سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، نهاد کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی، گروه های آموزشی علم اطلاعات و دانش شناسی در دانشگاههای فردوسی و امام رضا (ع)، انجمن علمی دانشجویی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مرکز اطلاع رسانی و کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد و شرکت پارس آذرخش برگزار شد.

 متن سخنرانی دکتر محمدحسین دیانی و دکتر یزدان منصوریان در ادامه آمده است:

 پیام دکتر منصوریان درباره پوری سلطانی

 حضور استادان گرانقدر، همکاران عزیز و دانشجویان ارجمند عرض سلام، ادب و احترام دارم، بسیار متاسفم که نتوانستم امروز خدمت شما گرامیان باشم و از این بابت پوزش می‌طلبم. از سوی دیگر بدیهی است که کوچکتر از آنم که بخواهم برای این جمع فرهیخته پیامی ارسال کنم. اما استاد ارجمندم، جناب آقای دکتر فتاحی، از من خواستند اکنون که امکان حضور در جلسه را ندارم، مطالبی را که می‌خواستم شفاهاً حضورتان عرض کنم، به اختصار بنویسم تا به آگاهی شما بزرگواران برسد.

 به راستی سخن گفتن در همایشی که برای گرامیداشت یاد و خاطرهء فرهیختهء گرانقدر استاد پوری سلطانی برگزار می‌شود، بسیار دشوار است. بویژه برای من که دانشجوی کلاسهایی بوده‌ام که استادانش شاگرد ایشان بوده‌اند. بنابراین، باید استادانم در این زمینه سخن بگویند و من شنونده باشم. با این حال، به عنوان عضو کوچکی از جامعهء کتابدارن کشور که هویت حرفه‌ای خود را مدیون تلاش بی‌وقفه و صادقانهء استادانی مثل خانم سلطانی است، وظیفه خود می‌دانم ضمن بهره‌گیری از آثارشان به نقشی که در بنا نهادن پایه‌های کتابداری نوین در ایران داشته‌اند، بنگرم و از شجاعت، پشتکار و شیوهء کارشان بیاموزم و الهام بگیرم.

 نخستین بار که سعادت دیدار استاد را داشتم در یکی از همایش‌های کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی بود، که مهرماه ۱۳۷۹ در دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شد. من و سایر دانشجویان که بارها از زبان استادان، وصف مقام علمی و جایگاه ممتاز خانم سلطانی را شنیده بودیم، مشتاقانه مترصد فرصتی بودیم که ایشان را از نزدیک ببینیم و سلامی عرض کنیم. خوشبختانه این فرصت به دست آمد. من هم که نمی‌دانستم چه باید بگویم و هول شده بودم، فقط گفتم ما شاگردانِ شاگردهای شما هستیم و از دیدارتان بسیار خوشحالیم. ایشان نیز در پاسخی فروتنانه گفتند: «شاگردان من بهتر از من شدند. بنابراین، شما که شاگرد آنها هستید باید از من به مراتب بهتر باشید». اکنون ۱۵ سال از آن گفتگوی کوتاه می‌گذرد ولی آن جمله همچنان برایم الهام‌بخش است. گاهی یک دیدار چند دقیقه‌ای، یک نکته یا اشاره برای همیشه در خاطر آدم باقی می‌ماند. در آن روز، خانم سلطانی با بیان این مطلب می‌خواستند بر این نکته تاکید کنند که هدف از آموزش این نیست که دانشجویان نسخه برابر با اصل استادشان باشند. بلکه آموزش زمانی موفق است که هر نسل بتواند گامی رو به جلو بردارد. اگر جز این باشد گرفتار تکراری ملال‌آور خواهیم شد.

 شما گرامیان بهتر از من می‌دانید که بزرگانی نظیر استاد سلطانی از برگزاری نکوداشت و تعریف و تمجید دیگران بی‌نیاز بوده و هستند. اما این ما هستیم که به زنده نگه داشتن یاد و خاطره آنان نیازمندیم، تا فرصتی برایمان فراهم شود که با بازخوانی زندگی و آثارشان درس‌ها بگیریم و نکته‌ها بیاموزیم. این ما هستیم که باید با مرور رفتار، گفتار و شیوهء زیستن آنان «هنر عشق ورزیدن» و شجاعت آزادگی را بیاموزیم. ببینیم چگونه در تندباد حوادث روزگار موفق شدند به آرمان‌های انسانی وفادار بمانند و آرام و بی‌هیاهو به خلق آثار ماندگار بپردازند و از درخت تنومند «خرد» در روزگاری که هر روز بیشتر در معرض هجوم اهریمن جهل هستیم، پاسداری کنند.

 آنان در عمل به ما آموختند که «داشتن» با «بودن» فرق دارد. به ما آموختند چه تفاوتی است میان فردی که «مدرک دانشگاهی» دارد و شخصی که «دانشمند» است.  چه تفاوتی است میان مولفی که چند کتاب دارد با  انسان فرهیخته‌ای که کتابدوست، کتابخوان، کتابجو و کتابشناس است. به راستی که ارزش واقعی در «بودن» است و نه در «داشتن». آنان به ما آموختند اگر به اخلاق و انسانیت وفادار باشیم، در خشکسالی‌های گردآلود زمانه نیز می‌توان بذر دانش و آگاهی پراکند. در همهء آن روزهایی که به تعبیر زنده‌یاد اخوان ثالث: «ره هر پیک و پیغام و خبر بسته است، نه تنها بال و پر، بال نظر بسته است، قفس تنگ است و در بسته است».

 ضمن آنکه شما بهتر از من می‌دانید که در چنین مراسمی بیش از آنکه از مقام یک «فرد» تجلیل شود، از یک «فرهنگ» تجلیل خواهد شد. فرهنگی که این فرهیختگان نمادها و نمایندگان آن هستند. کسانی که آهسته و پیوسته برای اعتلای فرهنگ و ارزش‌های والای انسانی در این سرزمین کوشیدند و هرگز از اصولی که به آن باور داشتند دست نشستند.

 اکنون باید دید وظیفه ما در برابر ایثارها و تلاش‌های صادقانهء بزرگانی همچون استاد پوری سلطانی چیست؟ به نظرم بهترین بزرگداشت این است که زندگی آن را مرور کنیم، آثارشان را بخوانیم و دربارهء نوع مواجهه و واکنشی که به رخدادهای زمانه داشته‌اند بیاندیشم. از خود بپرسیم اگر در آن مقطع جای آنان بودیم چه می‌کردیم؟ ببینیم نگرانی‌ها و دغدغه آنان چه بوده است؟ بر چه نکاتی تاکید داشته‌اند و برای پاسخ به نیازهای روز جامعه چه اقداماتی انجام داده‌اند. ببینیم تعریف آنان از مفاهیمی بنیادین نظیر عشق، خرد، آزادی، سعادت، نیکبختی، تعهد، علم، و دانش چه بوده است.  

بی‌تردید بازتاب اندیشه‌ بزرگان در آثارشان متجلی میشود. اخیراً موفق شدم چند اثر استاد سلطانی را دوباره بخوانم. یکی مقالهء ارزشمند «در ستایش کم‌خوانی» بود که برداشتم را محتوای آن در یادداشتی با عنوان «ردپای «آهستگی» در آثار استاد پوری سلطانی» نوشته‌ام و در مجلهء عطف منتشر شده است. یکی دیگر مقاله‌ای با عنوان «همهء راهها به سی. دی. رم ختم نمی‌شود» بود که گزارش ایفلای ۱۹۹۵ در ترکیه است. نویسنده در این مقاله بر ارزش‌های حرفه‌ای و انسانی کتابداری تاکید می‌کند و می‌کوشد به نسل جوان یادآور شود فناوری فقط یک ابزار است. آنچه اهمیت دارد مبانی نظری و فلسفی و ارزشهایی است که حرفهء ما را می‌سازد. در بخشی از مقاله با اشاره به سخنرانی کلیدی ایفلا می‌نویسد: «از بابل تا‌ کتابخانهء‌ فضایی» ‌موضوع سـخنرانی سـخنران مـدعو امسال، آقای «طلعت هلمان»‌ بود. فکر نمی‌کنم تاکنون چنین سخنران مقتدری‌ با‌ ایـن‌ مـعلومات عمومی گسترده و این همه استعداد در بازی با کلمات و آن قدر‌ خوش‌ بیان دیده باشم ... با سخنانش که پر از طنزهای ادبی، لطیفه‌های مناسب و اشارات بجا بود‌ می‌خواست‌ تصوّری از آیـندهء تـکنولوژیک زده را در بـرابر چشمان ما بگشاید. ... او تأکید کرد که تکنولوژی اطلاعات یک وسـیله اسـت‌ و همهء راهها به سی. دی. رم ختم نمی‌شود. ملتی‌ کـه‌ نـمی‌خواند‌ جـاهل‌ باقی‌ خواهد ماند، و جهالت‌ فروکش‌ نمی‌کند. ما بـاید از سـایبر فضا برای بیرون کشیدن خود از جهنم به بهشت که همان‌ »دانایی» است استفاده کنیم.» (سلطانی، ۱۳۷۵). همانطور که می‌بیند تاکید اصلی بر گسترش «دانایی» است، برای رهایی از اهریمن جهل که گریبان بشر را گرفته است. در ادامه این مقاله با اشاره به یکی دیگر از سخنرانی‌ها می‌نویسند: «کوشش ما برای زنده و پویا نگه‌ داشتن کتابخانه‌ها و کتابداری در جهت امور مالی و تکنولوژی نیست. بلکه به خاطر‌ حفظ ارزشهای آن است. ما‌ باید‌ قادر باشیم دولتها، و رؤسای نـهادهای تـجاری، آموزشی، مذهبی و مدنی را متقاعد سازیم که کتابخانه‌ها به منزلهء تشکیلات آموزشی الهام‌بخش و مشوق دانش‌اندوزی هستند،که کتابخانه‌ها به منزهء آژانسهای بازیابی اطلاعات می‌توانند کیفیت تصمیم‌گیری‌ را بـالا بـبرند،که کتابخانه‌ها به طور قابل تـوجهی مـی‌توانند کیفیت زیستن را در تمام دوران زندگی بهبود بخشند.» (سلطانی، ۱۳۷۵). آنچه در این دو پاراگراف نوشته‌اند بی‌نیاز از توضیح و تفسیر من است و هدف نویسنده با شیوایی کامل بیان شده است. فقط تاکیدی که در پایان بر نقش کتابخانه‌ها در ارتقاء کیفیت زندگی دارند، بسیار الهام بخش است. به هر رشته یا حرفه‌ زمانی موفق است که بتواند به سهم خود جهان را به جایی بهتر برای زیستن تبدیل کند. حال اینکه هر رشته چگونه می‌تواند در این مسیر گام بردارد به هنر و خلاقیت متولیان آن بستگی دارد.

 نکته آخر اینکه؛ در کنار آثار حرفه‌ای و تخصصی استاد پوری سلطانی که شما گرامیان به خوبی با آنها آشنا هستید، ایشان آثار دیگری برای ما به یادگار گذاشته که مخاطب عام دارند. یکی از آن‌ها ترجمه کتاب «هنر عشق ورزیدن» به قلم اریک فروم است. سخن گفتن دربارهء این اثر فرصت مستقلی می‌طلبد و در اینجا فقط گزیده‌ای از متن را دربارهء تعریف عشق بازنویسی می‌کنم: «عشق فعال بودن است، نه فعل پذیری؛ پایداری است نه اسارت. بطور کلی خصیصۀ فعالِ عشق را میتوان چنین بیان کرد که عشق در درجۀ اول نثار کردن است نه گرفتن. نثار کردن چیست؟ ممکن است این پرسش ساده بنظر برسد، ولی در حقیقت پر از ابهام و پیچیدگی است. معمولترین اشتباه مردم این است که نثار کردن را با «ترکِ» چیزها، محروم شدن، و قربانی گشتن یکی میدانند. کسانیکه هنوز منش آنان به اندازۀ کافی رشد نیافته و از مرحلۀ گرفتن، سود بردن و اندوختن فراتر نرفته‌اند، از کلمۀ «نثار کردن» درکی همانندِ مفهومِ فوق دارند. شخصِ تاجر مسلک همیشه حاضر است چیزی بدهد، ولی فقط درصورتیکه بتواند متقابلا چیزی بگیرد. .... برای کسی که دارای منشی سازنده است، نثار کردن مفهومِ کاملا متفاوتی دارد. نثار کردن برترین مظهر قدرت آدمی است. در حین نثار کردن است که من قدرت خود، و توانایی خود را تجربه میکنم. تجربۀ نیروی حیاتی و قدرت درونی که بدین وسیله به حد اعلای خود میرسد، مرا غرق در شادی میکند. من خود را لبریز، فیاض، زنده و در نتیجه شاد احساس میکنم. نثار کردن از دریافت کردن شیرینتر است، نه به سبب اینکه ما به محرومیتی تن در میدهیم، بلکه به این دلیل که شخص در عمل نثار کردن، زنده بودن خود را احساس میکند.» (ص. ۳۴-۳۷). به راستی که زندگی استاد پوری سلطانی خود نمونه‌ای عینی و روشن از همین «هنر عشق ورزیدن» بود. روحش شاد و یادش همیشه گرامی باد.

 یزدان منصوریان

۲۱ آذر ۱۳۹۴

 سخنرانی دکتر دیانی برای پوری سلطانی

  پوری سلطانی، حرفه مندی بدون جانشین

 به احترام استاد فقید در این سخن همواره از نام کتابدار استفاده می کنم. این استاد نیز همانند برخی دیگر از علاقمندان به رشته، علیرغم تغییر نام رشته، تاکید داشتند که کماکان کتابدار نامیده شوند. شاید به این دلیل که درک کتابداری به عنوان یک حرفه بهبود بخش آسان تر از درک آن از نام علم اطلاعات و دانش شناسی است.

 کتابداری مانند معلمی و مددکاری یک حرفه بهبود بخش است. زیرا در این حرفه ها متخصصان مهارت هایی مشابه مهارت های خود در مشتریان به وجود می آورند، بااین هدف که آن ها از دانش برای اعمال کنترل بر زندگی یا تعلیم خود بهره گیرند. این حرفه ها اساسا مشارکتی و مشتری مدارند و اصلی ترین رسالت آنا تسهیم و تسهیل دسترسی به دانشی است که مورد نیاز مشتری می باشد.
با پذیرش کتابداری به عنوان حرفه ای بهبود بخش، آشکار می شود که هسته اصلی حرفه ارائه خدمات بدون توقع دریافت پاداش مستقیم و فوری از سوی دریافت کننده خدمات است. 
خدمات ممکن است مقطعی باشد، مانند پاسخگویی درست به پرسشی در بخش مرجع، یا معرفی کتابی مناسب به متقاضی آن؛ خدمات ممکن است در گستره ای از زمان و مکان به بسیاری از گروههای سنی، گروههای موضوعی با مقاصد متفاوت، گسترش یابد. 
شاید بتوان تفاوت این دو نوع خدمت را در دونوع از شاعران ردیابی کرد. شاعرانی که محتوای پیامهای آنها در مقطعی خاص از زمان خود نظر شعردوستان و و شعرخوانان را جلب کرد؛ شاعرانی که پیامهای مندرج در شعرشان در محدوده مکان و زمان قرار نگرفته و به بود و نبودشان مربوط نیست. پیامهای یا آثار آنها ماناست و طالبان زیادی د ر مکانها و زمانهای دیگر دارد (سعدی، حافظ ، فردوسی و...)
برای قضاوت در باره هر خدمتگذاری در هر رشته به دو روش می توان اقدام کرد: 
 ۱. ردیابی خدمات مقطعی که معمولا زیاد و متنوع، معمولا غیرشمارشی، معمولا فاقد نمودهای عینی و آغشته به قضاوتهای عاطفی و سوگیرانه مثبت و منفی هستند. 
 ۲. ردیابی آثار بجای مانده از رفتارهای گذشته که از عینت برخوردارند و هر خردمندی با مراجعه به آن آثار و قضاوت منصفانه خود به درجه تاثیرگذاری فرد مورد نظر در رشته آگاه می شود.

 برای این سخن به روش دوم توجه کرده ام. یعنی در ارج گذاری به شادروان پوران سلطانی، به آثاری اشاره می کنم که همه ما در سالهای گذشته و همه شما در سالهای آینده از محتوای غیرمحدود به مکان و نا محدود به زمان آنها بهره گرفته ایم و بهره می گیرید. 
در این راه بطور ضمنی به این نکته هم اشاره دارم که آن فرزانه، تنها استاد کتابداری بود که در کلاسهایش آنچیزی را آموزش می داد که قبلا در باره آنها یا خودطرح تحقیقاتی اجرا کرده بود و یا هدایت طرح تحقیقاتی را بر عهده داشت. به بیانی دیگر او استادی موضوع محور بود. مسائل سازماندهی را در جامعه، محیط کار و یا کلاسها تشخیص می داد، برای یافتن پاسخ برای مسائل تحقیق میکرد و یافته های تحقیقات خود را شفاهی و مکتوب به دانشجویان، به کارکنان کتابخانه ها و به جامعه منتقل می کرد. 
 البته که مخاطب من در این سخن دانشجویان هستند و نه شایستگانی که در این محفل حضور دارند و همگی بیش از من از ارزش حضوری و غیر حضوری آن فرزانه در دنیای کتابداری ایران با خبرند. به بیانی دیگر، سلطانی تا بود صاحب و مدافع آثارش بود ( ارزش حضوری)، حال که نیست آثارش صاحب و مدافع و رساننده قابلیتها و ارزشها او هستند ( ارزش غیرحضوری). برای من و همسالان من اولین نشانه های امیدواری وجودی فردی عالم و در عین حال خدمت گذار در رشته کتابداری مشاهده مقالات مندرج در نامه انجمن کتابداران ایران است که به سرپرستی و سردبیری استاد سلطانی نشر می یافت. سلطانی در آن دوران ۱۳۴۹- ۱۳۶۳بیش از موارد دیگر بر دانش گستری در حوزه کتابدای تمرکز کرده بود. این مقالات بذر دانش کتابداری را در ایران کاشتند و اندیشه های مشترک را بین کتابداران آن زمان تقویت کردند. به اشارات ایشان در باره وضعیت آنزمان کتابداری ایران که در پرتو بیان مشکلات نشر مجله های کتابداری توجه کنید:

در نشر مجله با سه نوع دشواری روبرو هستیم: 
نیروی انسانی  (جوان ترها اکثرا روش تحقیق نمی دانند، با جامعه شناسی کتاب، اقتصاد کتاب، مشکلات اجتماعی که برخواندن و سوادآموزی تاثیر میگذارد و مسائلی از این دست آشنائی ندارند)
خوانندگان مجله (جامعه ناهمگن متشکل از کتابداران سنتی ، کتابداران متخصص ، دانشجویان کتابداری)
مشکلات مالی (سازمانهای مرتبط با کتابداری به لحاظ مالی ناتوانند و لازم است از دیگر منابع کسب بودجه کرد. مساعدتهای مالی ناپایدارند .)


مقالاتی که در آن زمان در نامه انجمن کتابداران ایران منتشر شده است، اطلاعات فراوانی در باره تاریخچه تحولات فکری کتابداری در ایران در بر دارد.  به عنوان مثال، در تحلیلی که بر اساس ۱۸۷ مقاله ای که در این فصلنامه در سال ۱۳۶۵ در مجله علوم اجتماعی انسانی دانشگاه شیراز ( دوره دوم، شماره اول) منتشر کردم، پیامهای کتابدارانه زیادی وجود دارد که به سه مورد آن اشاره میکنم:  

  1.  بیش ترین مقالات توسط عده کمی از افراد تالیف و ترجمه شده است (قاعده لوتکا)؛ 
  2. مردان بیش از زنان تالیف و زنان بیش از مردان ترجمه کرده اند ( تسلط خانمهای آن زمان بر زبان انگلیسی)؛ 
  3.  دوسوم از مقالات را کسانی تالیف و ترجمه کرده اند که از نظر مکانی به دفتر هیئت تحریریه نزدیک بوده اند (قاعده نزدیکی به میز صاحب اقتدا)،
  4.  پوشش موضوعی مقالات نا متعادل است (۲/۱۱% فهرستنویسی و رده بندی، ۶/۱۰% کتابخانه های سایر کشورها،۷% انتخاب کتاب و ۱% خدمات مرجع )؛ ۴/۱۵
  5.  ۴/۱۵ % از فوق لیسانس های آنزمان که ۲۲۷ نفر بودند مقاله نوشته اند(عدم ضرورت نشر مقاله در آن دوران)
     ۴۵درصد از مقاله های منتشر شده در نامه انجمن کتابداران ایران را خانمها نوشته اند (۱۳۴۸تا۱۳۶۳)، ( حال آنکه۴۰درصد از ۴۵۰ مقاله منتشر شده در ۵۰ شماره فصلنامه کتابداری و اطلاع رسانی (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۹) را خانمها نوشته اند)

 دومین خدمت ادامه دار این بانو، انتشار راهنمای مجله وروزنامه های ایران از سال ۱۳۴۸ ببعد است . بر اساس این ابزار یکتا که برای انتخاب مجله های فارسی در کتابخانه ها بسیار سودمند است، اطلاعات منفردی وجود دارد که دسته بندی و گروه بندی آنها برخی قواعد حاکم بر نشر مجلات در ایران را آشکار می سازد. این موردی است که در مقاله روند انتشار و توقف مجله های فارسی ( نشر یافته در مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز. دورن چهارم شماره اول، ۱۳۶۷) به آن توجه کردم و پیامهای زیر از آن استخراج شد: 

یک . ۲۷% از مجله های متوقف شده قبل از انقلاب و ۵/۳۱% از مقالات متوقف شده در سالهای بعد از انقلاب (تاسال ۱۳۶۳)، در سه سال اول از انتشار باز مانده اند ( بی ثباتی در شرایط علم). 
دو . ۹۰% از متوقف شده های قبل از انقلاب و ۶۰ % از متوقف شده های بعد از انقلاب وابسته به سازمانها و نهادهای دولتی بوده اند ( وابستگی علم به سازمانهای دولتی)؛ 
سه . ۷۰% از مجله های متوقف شده بعد از انقلاب فروشی بوده اند و فصلنامه های متوقف شده قبل از انقلاب بیش از ده درصد فصلنامه های متوقف شده بعد از انقلاب بوده اند. 
چهار. تعداد معدودی از مجله های صددرصد علمی وابسته به سازمانها و نهاد های دولتی کمتر از همه انواع دیگر مجله ها تحت تاثیر تغییرات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قرار نگرفته و سالهای متمادی به حیات خود ادامه داده اند.

به یقین تحقیقاتی مشابه این مورد بر اساس ۱۰۰۷ مجله و ۴۱۹ عنوان روزنامه ای که در ویرایشها بعدی آمده است، می تواند چهره کاملتری از وضعیت نشر مجله و روزنامه در ایران را بنمایاند.  

سومین گروه از خدمات شادروان پوری سلطانی، فعالیتهای طولانی ایشان در مرکزخدمات کتابداری و کتابخانه ملی ایران است که به دلیل محدودیت زمانی برای این ارج گذاری، با سه مقدمه شروع و با بیان دو برداشت کلی خود مطلب را به اتمام می رسانم 
مقدمه اول . همزمان با تاسیس مرکز اسناد و مدارک علمی ایران، مرکز خدمات کتابداری نیز توسط وزارت علوم و آموزش عالی با این اندیشه بوجود آمد که به فهرستنویسی کتابهای فارسی بپردازد و از طریق تولید و فروش برگه های فهرستنویسی هزینه های خود را تامین کند. 
مقدمه دوم . در سالهای ۱۳۵۰-۱۳۵۱ بنا به تصمیمی نامناسب،  مجموعه ۸۰ هزار کتابی کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران که بر اساس قطع مرتب شده بود از درون قفسه به زمین آورده شد تا موضوعی چیده شود. کاری که عملا غیرممکن بود و زمینه های شورش همان سالهای دانشگاه تهران را در دانشکده حقوق فراهم آورد. 
مقدمه سوم. مسئول بعدی کتابخانه دانشکده حقوق دست یاری به سوی مرکز خدمات کتابداری دراز کرد تا بخشی از کتابهای روی زمین مانده را باسرعتی قابل قبول فهرست نویسی کند. پاسخی که دریافت کرد این بود. حداکثر روزی یک کتاب می توانیم برای آن کتابخانه فهرستنویسی کنیم.

چرا فقط روی یک کتاب؟ 

زیرا در آنزمان فهرست نویسان با نبود قواعد و ابزارهای مناسب برای هر قلمی که باید روی فهرستبرگه ببرند روبرو بودند. به بیانی دیگر تقریبا هیچ ابزارمناسبی  که به گونه علمی و با دقت کامل در باره آنها فکر شده باشد، مورد کنکاش قرار گرفته باشد و با مشارکت همکارانی مشتاق شکل گرفته باشد و به صحنه عمل رسیده باشد، وجود نداشت. ۴۰ سال تلاش جمعی تحت مدیریت توانا و آگاه شادروان سلطانی، این ابزارها را که اسامی آنها در زیر فهرست شده است ، پیش روی کتابداران ایران قرار داده است. 

فهرست مستند اسامی مشاهیر مولفان 
فهرست مستند اسامی سازمانها و موسسات دولتی 
دستنامه قواعد فهرستنویسی 
سرعنوانهای موضوعی فارسی 
رده بندی اسلام ( دیویی و کنگره)
رده بندی زبان و ادبیات فارسی 
رده بندی تاریخ و جغرافیای ایران 
کانون کتابشناسی 
فهرستگان ایران 
دگرنویسی 
فهرست نویسی پیش از انتشار
کتابشناسی ملی ایران + لوح فشرده کتابشناسی ملی ایران

 یادآور می شود که همه این آثار که درصد بسیار بالایی از مشکلات سازمان دهی منابع کتابی در ایران را برطرف میکند، یا خود سلطانی بوجود آورد و یا او در شکل گیری و بسامان رساندن آنها سهم اساسی داشت.

 چه شد که سلطانی، سلطانی شد ؟

دوری از پذیرش پستهای ریاست که عمری کوتاه دارند، اما عمر پذیرنده آن را تباه می کنند. او همیشه در سطح مسئول یک بخش از سازمان خود باقی ماند و این توان را داشت تا همه روسای خود را متقاعد کند که کارهایی که انجام می دهد برای ترویج علم در ایران بسیار به ارزش است. 
    نمیدانم خرسندانه یا ناحرسندانه،  نوری که پوری سلطانی در سازمان خود می پراکند، آنقدر زیاد بود که نور دیگر شاغلان در سازمان خود را رویت پذیری نمی کرد و شاید همین باشد که جایگزینی شایسته برای تداوم راهش نمی شناسیم.




پرینت